شعر
.gif)
تـمام غصه ها از همان جايي آغاز مي شوند كه،
ترازو بر مي داري مي افتي به جان دوست داشتنت .
انـدازه مـي گـيـري !
حسـاب و كـتـاب مـي كـنـي !
مقـايـسـه مـي كـنـي !
و خدا نـكـنـد حسـاب و كـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا كـه زيـادتر دوستش داشته اي ،
كـه زيـادتـر گذشـتـه اي ،
كه زيـادتـر بـخـشـيـده اي ،
به قـدر يـك ذره ،
يك ثانيه حتي !
درست از همانجاست كه توقع آغاز مي شود
و توقع آغاز همه ي رنج هايي است كه به نام عشق مي بريم…!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعر
